هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
13
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
سازندهء خود ، به دست دشمنان اسلام و كينورزان اين آيين و ائمه اهل بيت ( ع ) ، سلاح سپردهاند و كار ايشان را در سمپاشى و مشوه ساختن اعتقادات شيعه - كه هرازگاهى لابلاى نوشتههايشان ميتوان ديد - آسان گرداندهاند . ولى اعم از اينكه اينان با حسن نيت بنويسند يا سوء نيتى در كارشان باشد بهر حال در آنچه كه به شيعه نسبت مىدهند و بر چسبى كه به ائمه شيعه مىزنند بر همان روايتهاى وارد شده در كتب حديث دسترس - كه برخى پولپرستان مدعى دوستى ائمه همچنان به تجديد چاپشان مىپردازند و بىتوجه به وجود روايتهاى توهينآميزى به شيعه و امامانشان در آن و همانگونه كه هست در پى عرضهء آنها به شكل و ظاهر زيبندهاى بر مىآيند - استناد مىكنند . حتى شيعيانى كه در زمان ما دربارهء ائمه ( ع ) مطلب مىنويسند نيز همانچه كه كلينى و صدوق و مفيد و ديگران از صدها سال پيش گفتهاند را در لفظ و معنا تكرار مىكنند و توجه ندارند كه آنچه اين بزرگان نوشتهاند و تلاش قابل ستايشى كه داشتهاند ، با زمان و دوران خودشان هماهنگى داشت و بيان شايستهاى از واقعيتهاى آن روزيشان بشمار مىرفته ولى پس از اينهمه تحول و پيشرفت و تكامل در انديشهها و ذهنها و بيگانگى انسان معاصر با انسان آن زمان در ديدگاه و انديشه و منطق و برخوردش با زندگى ديگر نه پذيرفته است و نه سودمند كه بخواهيم با چنان شيوهها و معجزاتى ، عظمت و بزرگى اشخاص را نشان دهيم و ناگزير بايد در پرتو جريانهاى تازه و پيشرفتهاى حاصله و آثارى كه از هر كس بجاى مانده ، بزرگوارى و شخصيت والايش را مورد بررسى قرار دهيم كه در آثار اهل بيت ( ع ) براى نشان دادن عظمت و بزرگى آنان چيزهايى پربارتر و غنىتر از معجزه و كرامات يافت مىشود و در اين سخن به گزاف نرفتهام كه : « هر پژوهشگرى مىتواند آنچنان كراماتى از زندگى و آثار بجاى مانده از ايشان ، استخراج كند كه نوابغ زمان - در هر شأن و مقام والايى كه قرار داشته باشند - بدانها مباهات كنند . » و اگر جز شيعه ، همانند على ( ع ) و فرزندانش داشتند دنيا را از آثار و بزرگواريهاى ايشان پر مىكردند و گنجهاى بيشمارى از راز و امتياز آنها ، بر مىشمردند ؛ « حفناوى » در كتابى كه راجع به ابو سفيان نگاشته و « الخضرى » در « محاضرات » خود مىگويند : « فرموده پيامبر ( ص ) در اينكه هر كس به خانه ابو سفيان در آيد در امان است ، افتخار بس بزرگى نصيب وى ساخته كه تا به امروز كسى از آن برخوردار نشده است » در حالى كه هر كس در سيرهء پيامبر و شيوهاى كه وى در تبليغ آيينش به كار برده دقت كند در مىيابد كه اين سخن به مناسبت ويژهاى به زبان آمده تا قريش و اهالى مكه را بدون خونريزى و خشونت ، به اسلام سوق دهد و در همان حال اين را نيز فرموده بود كه هر كس وارد منزل « حكيم بن حزام » گردد در امانست و هر كس سلاح بر زمين نهد در امانست ولى به نظر حفناوى و الخضرى و برخى ديگر از بزرگان اهل سنت هيچ كس حتى على بن ابى طالب ( ع ) نيز كه پيامبر در دهها مناسبت و بنا به اجماع اهل سنت و شيعه در